تبليغاتX
مهم نیست

خدا چقدر زمين را در انتظار گذاشت

براي لحظه ي آخر تو را كنار گذاشت

 

هزار سال تو را با عسل به هم آميخت

هزار معجزه در پيكر تو كار گذاشت

 

از آفريدن تو آن قَدَر به شوق آمد

كه از وجود خودش در تو يادگار گذاشت

 

كشيد دايره ای حول محور تن تو

مسير شعر مرا روی اين مدار گذاشت

 

تو آمدي به زمين آسمان گريست ، خدا

برای گريه ی او اسم مستعار گذاشت

 

همان دقيقه درختان مرده سبز شدند

همان دقيقه كه نام تو را بهار گذاشت

 

نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388  توسط محمد رفیعی  | 



جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ